اینجا بهشت زهراست!

 

هر سال چند بار با خانواده میریم دیدار با اهل قبور. امروز هم رفتیم. بر خلاف مفهومی که "بهشت زهرا" برای خیلیا داره، برای من یه جای خوبه. اسم بهشت زهرا منو یاد مفهوم "آرامش" میندازه. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اینجا بهشت زهراست. اینجا آرامگاه هزاران عاشقیه که هیچ وقت به عشقشون نرسیدن. اینجا محل آرامش پدرا و مادراییه که هیچ وقت بچه هاشونو ندیدن. اینجا روی این سنگا عکس جووناییه که کتاب آرزوهاشون، نخونده بسته شد. اینجا منزل ابدی هنرمنداییه که زندگیشون رو برای اون چیزی که بهش عشق میورزیدن، گذاشتن. اینجا مزار سعیدها و فرزانه هاست. آرامگاه هزاران نفر مثل اونا که اومدن و سرود زندگی رو برای بقیه خوندن و رفتن. هر کس با هر لباس و شغل و ملیتی که اومد، الان اینجا زیر این خاک کنار بقیه خوابیده با 7 تا تیکه پارچه سفید؛ بدون هیچ تفاوتی....

 من اینجا احساس آرامش میکنم. آرامشی که هیچ وقت نمیخام ازش بیام بیرون و برگردم به هیاهوی و غوغای زندگی مدرن. دلم میخاد ساعت ها اینجا با خودم خلوت کنم و راجع به فلسفه زندگی فکر کنم. دلم میخاد درسی رو که باید سال ها بگذره تا از زندگی بگیرم، ظرف چند ساعت از روی این سنگا بخونم. من فکر میکنم آدمای اینجا خوشبختن. خیلی خوشبخت! و خدا ارحم الراحمین!

 

/ 6 نظر / 11 بازدید
نازي

آره....من هم دلم هواي اونجا رو کرده! نسيمچه نشنوه...ما با هم اونجا لابلاي قبر شهيدها...خيلي گشتيم..خيلي...

قوی سیاه

سنگ سیاه و سردی که یه روز شهریوری اونجا برای اولین بار سیلی نبودنش رو به صورتم زد مطلق ترین واقعیت زندگی رو با تلخترین مزه بهم یاد داد...مرگ: واقعیتی که میتونه تمام زرق و برقهای روزمره رو در یه لحظه بی رنگ کنه! و تمام پراهمیت ترین اهداف رو در یه آن بی معنی! ...و بهم نشون بده که از بین اینهمه فانی های هرروزی فقط یه چیز توان جاودانه موندن رو داره...«عشق»!!! این جاودانه ترین مفهوم که حتی با قدرت مطلق مرگ هم ذره ای قابل کم رنگ شدن نیست! اگه این معجون جاودانه رو پیداش کردین با هیچ چیز دیگه طاق نزنینش! اون سنگ سیاه این رو خیلی محکم تو دلم کوبید...

naghmeh

منم روزای آخر نتونستم برم زيارت اهل قبور تا ازشون خداحافظی کنم٫ دلم هواشونو کرده ... همش به یادشونم و خوابشونو می بینم. يه واقعيت هست که اونم مرکه و خيلی به همه نزديکه. حتی نزديکتر از عشق.

مريم

من نرگس خوشبوی خودم رو هيچ وقت اونجا پيدا نکردم. انگار به جای دل زمين هميشه توی اسمون.

نسيمک

به قوی سياه: از صدای سخن عشق نديدم خوشتر - يادگاری که در ابن گنبد دوار بماند