من مجازی!!!

بحث هویت آدم ها در دنیای مجازی، بدجوری داره برام علامت سوال میشه:

entry_image.jpg


- زهرا خانوم یه وبلاگ داره؛ اسم وبلاگش کامبیزه. 3 ماه تموم مطالبش رو میخونی و فکر میکنی که اینها رو آقا کامبیز نوشته...(مخفی بودن هویت افراد)

-          یارو واسه دوست دخترش SMS میزنه که "خوشگل من، دلم برات تنگ شده!" وقتی همدیگه رو میبینن، بهش میگه "خوب، خانم سمیعی! حال سرکار والده چطوره؟" (ارتباطات صمیمانه در فضای مجازی)

-          پسر عمه هه، تا هفته پیش اونقدر با دختر دائیش رودربایستی داشت که بهش میگفت "مریم خانم"؛ حالا که از ایران رفته و ارتباطشون ایمیلی شده، واسه دختر دائیش عکس ها و جوکای بی تربیتی میفرسته. (شکستن خط قرمز ها در ارتباطات مجازی)

-          یارو هر روز میگه و میخنده؛ به طوری که فکر میکنی این بابا اصلا نمیدونه غم و غصه یعنی چی! بعد میری وبلاگشو میخونی میبینی طفلی درب و داغونه و تو همه نوشته هاش از یه تنهایی غریب صحبت میکنه.

-          و هزار و یک مثال اینچنینی دیگه.....

این دوگانگی شخصیت ها، این پارادوکس بین شخصیت آدم ها تو دنیای مجازی و خود واقعیشون، علتش چیه؟!

با یه بررسی نه چندان آکادمیک روی ایرانیا و غیر ایرانیا متوجه شدم که این تضاد، بین ایرانیا خیلی بیشتره. خوب در اینکه فضاهای مجازی مثل وبلاگ، ایمیل و SMS، فضای راحت تری رو برای بروز پنداشته ها و عواطف فراهم میکنن، شکی نیست. اما چرا این قضیه بین ایرانیا خیلی رایجه؟

خودم فکر میکنم یکی از دلایلش بسته بودن محیط اجتماعیه که توش هستیم. تو وبلاگا و ایمیل ها با هویت های ناشناس و  یا به لحاظ جغرافیایی دور از دسترس، خط قرمزا رو میشکونیم و راحت تر صحبت میکنیم. اما وقتی پامونو دوباره تو اجتماع واقعی و غیرمجازی میذاریم، باز مجبوریم یه حریمی رو برای رفتار و گفتارمون در نظر بگیریم.

اما حالا یه سوال: اون منِ دنیای مجازی، منِ واقعیمون هست یا منِ دنیای واقعی؟!  

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

ادمها ابعاد متعدد و گوناگونی دارن که هر زمان جايی برای بروز هر بعدی از وجودشون پيدا بشه؛ طبق اون عمل می‌کنن. به ندرت ادمايی رو می‌شه ديد که تک بعدی باشن. اين که کسی در جمع بخنده و توی وبلاگش از غم و غصه بگه دورويی يا تضاد محسوب نميشه. بلکه شايد اون فرد مثل من عقيده داره که همه جا جای همه چيز نيست و همه حرفها و کارها رو نبايد هر جايی که دست داد گفت و انجام داد.

امير

به باورامون هم ربط داره .

الهام

من فکر می کنم ما مجموعه ای از کاراکتر های مختلف هستيم و بر حسب شرايط يکيشو بروز می ديم. اما يه جاهائی که رفتارامون رنگ ريا می گيره اون موقست که من واقعيمون بروز نمی کنه. اونم شايد به قول حسن نراقی تو کتاب چرا وامانده ايم به اين خاطر باشه که از بچگی خواسته و ناخواسته بهمون ياد ميدن که رياکار باشيم يه جورائی. مثلا به کسی که ازش بدمون می ياد احترام بذاريم و ....

farzad

به نسیمک: حرفت در مورد بيشتر بودن اين مشکل در ايرانيها درست نيست٬به نظرم اطلاعات کافی نداری٬ مشکلات ناشی از استفاده از و بودن در دنيای مجازی چيز جديدی نيست و در غرب هم زياد وچود داره و خيلی هم پيرامونش بحث شده٬ اين سوال هم که پرسيدی اتفاقا خيلی جالب و مهمه٬ با اومدن موضوغاتی مثل virtual reality در سالهای اخير و پيشرفتهای زيادی که حاصل شده عملا این سوال هم مطرح شده که مرز بین حقیقت و مجاز چیه و اساسا چطور میشه تفاوت رو تشخیص داد٬ برخورد با المانهايی مثل Immersion , Imagination در واقعیت مجازی به خوبی پیچیدگی دنیای آینده رو نشون میدن. ولی موضوع پيچيده تر از اونه که به جواب مشخصی برای سوالت رسيده باشن٬ من که نديدم اگه پيدا کردی به منم بگو. به امين الدراویش: درسته که تو از اینکه تونستی اونجا بدون هیچ مشکلی حجاب اسلامیت! رو رعایت کنی هیجان زده هستی و این موضوع قابل درکه! ولی بهتره اينجا به عقايد شخصی اشاره نشه. اينکه کی به چی اعتقاد داره يا نداره. سعی کن در کامنتهای ديگه از مثالهای دیگه استفاده کنی يا اسم نياری. همين موضوع رو حامد هم بدون ذکر اسم از کسی خوب بيان کرده.

مرتضی

موضوع وقتی جالبتر ميشه که يکی ديگه بياد و 'خودش' رو 'تو' معرفی کنه تو این دنیای مجازی! همونطور که گفتم اين از هزينه های تو دنيای مجازی بودن هست. يادم هست که يه مثال زمانِ رياست جمهوری ی آقای خاتمی رايج بود که وقتی پنجره رو باز ميگذاری که هوای تازه بياد تو اتاق، به همراهِ هوای تازه 'مگس'، 'پشه' و 'حیواناتِ موذیِ دیگه' هم احتمالا واردِ اتاق ميشن.

نغمه

من محازی همون من واقعيه

زامياد

سلام نسيم اون شعر بالايی رو خوندم خيلی کف کردم نميدونستم شعر ميگی ! قشنگ بود. بعد لينک خودمو ديدم ذوق کردم٬ممنووووووونتم اونوقت اين پست رو ديدم گفتم بگم که راستی اسم زامياد به خاطر اسم پسر بودنش نيست ها! زامياد فرشته روز ۲۸ هر ماهه که منم ۲۸ ام ماه به دنيا اومدم برای همين جو گير شدم اين اسم رو انتخاب کردم!!! ميگن آدم وقتی يه ريگی به کفشش هست همه چيو به خودش ميگيره!!!!

نسيمک

به زامياد: زامياد جون ممنون از محبتی که به من داشتی و شعر منو قابل دونستی. اما خودم ميدونم که اينا تعارفه و اون شعر خيلی ضعيفه. نه عزيزم به خودت نگير. بيشتر دوگانگی در خودم بود که باعث شد اين مطلبو بنويسم:)

ستاره

http://www.nasimak57.persianblog.ir/ يادداشت​های تنهايی

ستاره

http://nikahang.blogspot.com/ ببخشيد آدرس اشتباه شد