زبان از یاد رفته

روزی من زبان گل ها را می دانستم،

روزی هر آنچه را که کرم ابریشم می گفت، می فهمیدم.

روزی من پنهانی به پرحرفی سارها می خندیدم،

و در بستر خود به گفتگو با پروانه ها می نشستم.

روزی من همه پرسش های زنجره ها را می شنیدم

و پاسخ می گفتم.

با هر دانه برفی که به زمین می افتاد و هنگام مردن می گریست

من هم می گریستم....

روزی من زبان گل ها را می دانستم...

چگونه بود آن زبان؟

چگونه بود؟

            (شل سیلورستاین)

/ 6 نظر / 14 بازدید

i agree, definitely

نغمه

ديکه حتی کسی نيست برای کودکان روز تعطيل قصه بکه منبع : بی بی سی - فارسی (حه برسه به اینکه زبان کلها رو بفهمه ..)

امير

بيخيال چند تا زبان زبان حيوانات و نباتات و ....!

نسيمک

به امير: هر زبان دنيای تازه ای رو به روی آدم باز ميکنه!

رابعه

و يک کاری‌کلماتور می‌گه: تمام مردم دنيا به يک زبان سکوت می‌کنند

نغمه

اه ه ه فارسی يادم رفته