انفعال! انفعال! انفعال!

تار و پود وجودم رو که بزنی کنار، ازش بوی تعفن بلند میشه<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بوی گند یه عشق واخورده

صدای یه خشم فروخورده

خاطرات خاک گرفته این سال ها...

تو لبخند زدی و من خندیدم

تو بغض کردی و من گریه کردم

برات نوشتم و نخوندی

برات خوندم و نشنیدی

با رویات خوابیدم و با تصویرت لحظه لحظه زندگی کردم

........................................

حالا تو نیستی،.....خودم خواستم که نباشی؛ اما نه اینطوری

برو! ولی بدون که دیگه هیچ تلاشی نمی کنم

برای به دست آوردنت تلاشی نمی کنم

برای از دست دادنت هم همینطور

........................

انفعال، انفعال، انفعال!..

تو منو اینجوری کردی

قبول نداری؟!

یه نگاه به دفتر خاطراتت بنداز....

بیبن من کجا نبودم؟! کجا؟

 

 

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قوی سیاه

نسیمی قشنگ نوشتی...ولی تا کی باید در یه تصویر خاک گرفته موند؟...یه روز یه آدم خیلی عجیب بهم گفت که زندگی مال زنده هاست!!! این حرف تا عمق روحم رفت... اگه قرار باشه با خاطره ها بمیریم که... یه انرژی فقط...فقط یه انرژی...برای ایستادن و پاک کردن روح بیچاره و خاک گرفته کافیه...آسمون همه جا یه رنگه اگه اون انرژی نباشه...پاشو...

مريم

دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که اين بازی توان کرد

آخرش شبيهِ شعرهای شاملو شده! خودت رو نگيری حالا!

رودخونه

داوود پنهاني

سلام نسيم خانم،خوبي؟خيلي خوشحالم كه حداقل اينجا به لطف فضاي مجازي حضورتون رو احساس مي‌كنم.اميدوارم هنوز هم همونجوري شاد و سر حال باشي.

نازي

او را که دوست داري رها کن، اگر مال تو باشد بازخواهد گشت. اما اين به معناي انفعال نيست... بايد راه رو رفت همراه مياد...

نسيمک

به داوود پنهانی: به خونه مجازی من خوش اومدين. من هم امیدوارم که همونجوری شاد و سرحال باشم!!!!!

امير

آهای تو که اين همه دوری از من اين روزا در حال عبوری از من آهای تو که فکر ميکنی سوزوندی دار و ندارمو با دوری از من طاقت نداری ببينی می دونم اين همه طاقت و صبوری از من ستاره ها ميگن پشيمون شدی ميخوای بگی که غرق نوری از من فکر نکنم بشه با صد تا دريا اين همه نفرتو بشوری از من!!!!!!! زنده ها رو عشق است،مونده ها رو عشق است، خودمونو عشق است.... اما حيف که نميشه فراموش کرد اما ميشه بخشيد.