خاطرات سفر به کرمان (قسمت پنجم)

سوغاتی های کرمان

ما توی کرمان فالوده کرمانی خوردیم. من تا به حال فالوده کرمانی نخورده بودم و نمیدونستم فرقش با فالوده شیرازی چیه. وقتی خوردم، فهمیدیم که فرقش اینه که فالوده شیرازی، رشته رشته است، و شکر تو خودش داره. اما فالوده کرمانی، تیکه تیکه است و شکر تو خودش نیست، بلکه زیرش شربت میریزن و روش رشته و آب؛ و قبل از خوردن باید همش زد و خورد وگرنه مزه آب میده. نشاسته رو تو فالوده شیرازی چرخ میکنن اما تو فالوده کرمانی، با فشار از تو صافی رد میکنن و از اون ور تیکه تیکه میاد بیرون. البته عکسی که ازش گرفتم، خیلی واضح نیست.

2qvbeo7.jpg

راستی سوغاتی های شهر کرمان، بیشترشون خوراکی هستن. اما صنایع دستی هم داره. یکی از صنایع دستیشون، پته (Pateh) هست. پته حالت گلدوزی روی پارچه رو داره، با این تفاوت که گلدوزی رو با نخ ابریشم و روی پارچه ظریف انجام میدن؛ اما پته رو با نخ پشمی و روی پارچه پشمی انجام میدن. طرح هایی هم که رو پته کار میکنن، بیشتر بته جقه هست. قیمت پته نسبتاْ بالاست. مثلاْ یک جفت کوسن اون٬ چیزی حدود ۴۰ هزار تومن قیمت داره!

3zuon05.jpg

از خوراکی های خوشمزه کرمان، چند جور شیرینی هست که یکیش کلمپه (Kolompeh) است. کلمپه نوعی شیرینیه که وسطش خرماست.

یه شیرینی دیگه دارن به اسم کماچ سهن یا سن (Sehen) که وسطش زیره و خرما داره. این بار محتویات وسط این کماچ، مثل کلمپه استطار نشده، بلکه مثل باقلوا بین دو تا نون نازک قرار داره. متاسفانه عکسشو ندارم.

یکی دیگه از سوغاتی های این شهر، سوهان زردند هست که مزه سمنو میده. از آرد جوانه گندم درست میشه. من شخصاً خیلی دوست ندارم؛ اما خیلی خاصیت داره.

قائوت و قوّتو کرمان هم که خیلی معروفه. قائوت، ترکیب 13، 14 چیز هست. آدم بخوره، مستقیم میره فضاJ اما قوّتو که بهش قهوه هم میگن، ترکیب دو، سه تا چیزه، اما مدلای مختلف داره. مثلاً قهوه نخود، قهوه پسته، قهوه خشخاش که همسفر ما فکر میکرد اگه بخوره، معتاد میشهJ))

مردم کرمان مردم گرم و مهربونی هستن. بسیار قابل اعتمادن و تا جایی که بتونن به آدم کمک میکنن.

به لحاظ مذهبی، فضای شهر تقریباً مثل یزد و سمنان بود. بافت شهر نسبتاً قدیمیه. اما تو بعضی مناطق، معماری مدرن هم دیده میشه. مثلاً خیابون (اگه اشتباه نکنم) شهدا، بافت قدیمی داره و میراث فرهنگی داره از دیوارای شهر حفاظت میکنه. اما متاسفانه، اون وسط یهو یکی اومده یه برج با معماری مدرن ساخته و بافت قدیمی شهر رو بهم ریخته. تنها شهری که من دیدم که خیلی روی حفظ بافت قدیمی شهر تاکید داشتن، یزد بود. به نظر من شهرداری تو شهرهای تاریخی مثل کرمان، نباید اجازه ساخت و ساز با معماری های مدرن مخصوصاً تو بافت ها قدیمی شهر بدن.

اینم باروی قدیمی شهر که اون اسباب بازی بچه ها جلوش، منظره اش رو خراب کرده:

4bxwg10.jpg

/ 6 نظر / 87 بازدید
رابعه

مرسی که برای من کلمپه اوردی بقيه‌اش رو انجوری که با آب و تاب تشريح کردی من دوست نداشتم البته به غير از پته.

رابعه

راستی بابای من به فالوده شيرازی که خيلی هم دوست دارن می‌گن: ريش پيرمرد.

امیرارسلان

سوغاتی من چی شد..

رضا

ما هم سوغاتی خواهيم

پيام

حالا که داری سوغاتی پخش ميکني من هم ميخواهم